سلام

امروز دلم هوای نوشتن توی این وبلاگ رو کرد .

بلاگی که شايد ديگه اون برو و بيای سابقو نداشته باشه

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٥


خانه خلوت

 

                                            عاقبت تمام کردم خانه (( ورود ممنوع )) ام را .

                                                          اين خانه را برای خلوت خود 

                                                برای لحظه های سکوت و آرامشم ساخته ام

                                                                 برای خودِ خودم .

 

                                                      نه دری دارد که غريبه ها در بزنند

                                            نه دريچه ای که از آن سرک بکشند و بخندند .

                                                         يک خانه خصوصی کامل .

           اما خودم ... حالا خودم چطور برم تو ؟

شل سيلور استاين

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٢


سلامی چو بوی خوش آشنايی ..منم برگشتم که بنويسم

پروردگارا
به من آرامش ده‏
تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم تغيير دهم
بينش ده
تا تفاوت اين دو را بدانم
و مرا فهم ده
تا متوقع نباشم

دنيا و مردم آن بايد مطابق ميل من رفتار كنند

«خليل جبران»

سلام به همه شما دوستای عزيزم ..............

 

كاشكي با هم يه جا بريم

كه آدماش آبي باشن

شباش مثل تو قصه ها

زلال و مهتابي باشه

بريم يه جا كه آدماش

بر سر هم داد نزنن

به خاطر يه بادبادك

بچه ها فرياد نزنن

بريم يه جا كه دلهارو

با يك اشاره نشكنن

بچه ها تو بازيشون

به قمريا سنگ نزنن  

جايي كه ما بايد بريم

پشت در زندگيه

عادت مردمش فقط

عشق و آشفتگيه

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٢


خريد شوهر!!!!

يک مرکز خريد وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد؛ اين مرکز ۵ طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر می شد . اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند بايد حتما آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يکبار می تواند از اين مرکز استفاده کند .

روزی دو دحتر که با هم دوست بودند به اين مرکز رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پيدا کنند .

در اولين طبقه بر روی در نوشته شده بود : اين مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.دختری که تابلو را خوانده بود گفت : خوبه ولی دوست دارم ببينم بالاتری ها چگونه اند ؟ پس رفتند .

در طبقه دوم نوشته شده بود : اين مردان شغلی با حقوق زياد ؛ بچه های دوست داشتنی و چهره زيبا دارند . دختر گفت : هوم م م ؛ طبقه بالاتر چه جوريه ....؟

طبقه سوم : اين مردان شغلی با حقوق زياد ؛ بچه های دوست داشتنی و چهره زيبا دارند و در کار خانه هم کمک می کنند . دختر : وای .....؛ چقدر وسوسه انگيز ؛ ولی بريم بالاتر . و دوباره رفتند .

طبقه چهارم : اين مردان شغلی با حقوق زياد ؛ بچه های دوست داشتنی و چهره زيبا دارند و همچنين در کار خانه هم کمک می کنند وهدف های عالی در زندگی دارند . آن دو واقعا به وجد آمده بودند . دختر : وای چقدر خوب . پس چه چيزی ممکنه طبقه آخر باشه !

پس به طبقه پنجم رفتند ؛ آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط برای اين  است که ثابت کند زنان  راضی شدنی نيستند . از اين که به مرکز ما آمده ايد متشکريم و روز خوبی برای شما آرزومنديم .!

البته من معتقدم که اين مسئله بيشتر خواهی برای همه آدمها ( چه خانم و چه آقا ) عموميت داره

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٢


يه سفر ما رفتيم اينهمه تحول !!!!!!!

سلام  وای  من و اهل و عيال که سفر بوديم در اين پرشين بلاگ مثل اينکه زلزله اومده .......من صميمانه از دست اندرکاران تشکر می کنم ...... خوب من يه چند روزی با خانواده ( محسن و ابروکمون رو هم شامل می شه ) رفته بوديم شمال ........ جای همه شما دوستان خالی ( آب و هواش معرکه بود .)

و اما مطلب ايندفعه ( که باز هم يه ضرب المثل هست )

وضويت را بگير کفشم را پس بده

يک روز ملا نصرالدين بر لب جوی آبی نشست تا وضو بگيرد . صورت و دستهای خود را شست و همين که نوبت به مسح پاهايش رسيد ناگهان يک لنگه کفش او لغزيد و به درون آب افتاد .ملا از اين واقعه سخت برآشفت . بی درنگ حالت قهر به خود گرفت ؛ پشت به آب کرد و بادی شديد از مخرج صادر نمود و با خشم بسيار به آب گفت : وضويت را پس بگير و کفشم را پس بده !!!!!!

خوب اينم يه مثليه برای خودش ............ تا بعد .........

 

 

 

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٢


اغاز کار بلاگ نويسان جوان

سلام به همه شما عزيزان خوب ............ بالاخره ما براي ليلا خونه پيدا كرديم از لطف همتون ممنون

اما فقط چند تا جمله از بزرگان :

××× مبارزه با مشكلات ما را به هدف نزديك مي سازد و نمي گذارد كه افرادي سطحي و سرسري باشيم .
×××هنگاميكه متولد شدم به قدري متعجب شدم كه يك سال و نيم حرف نزدم .
××× در زندگي ثروت حقيقي مهرباني است و بينوايي حقيقي خودخواهي
××× اگر قبل از هر كاري انگشت خود را آهسته به پيشاني خود بزنيد مجبور نخواهيد شد در پايان كار با مشت محكم بر فرق خود بكوبيد .

راستي امروز اولين روزه كار بلاگ نويسان جوانه كه با يه بلاگ نويس خوب و ماهر شروع مي شه همه يه سر به اينجا بزنيد اميدوارم پشيمون نشيد ..............
بای

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٢


سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت .........

سلام .........تا حالا شده دنبال خونه بگردين ؟ اونم وقتی که پول پيش کمی داشته باشين و بخواين که يه سويت خوب برای يه نفر اجاره کنين ........... نميدونين عجب بلوشه ای هست ....... من و ليلا جونم
ديروز کلی رفتيم دنبال خونه برای ليلای عزيزم که چون محل کارش تهرانه بايد بياد تهران زندگی کنه ......... اجاره ها که در حد فاجعه بود ( البته برای يه نفری که تازه امروز چهارمين روز کارشه ..........) خونه ها هم که بيشترش اصلا نميشه بهشون گفت خونه ......... خونه ای که يه نفر به زور می تونه توش زندگی کنه حداقل يک ميليون و نيم پيش می خواد ۶۰ تومن اجاره اونوقت ميگن جوونا چرا ازدواج نمی کنن ؟ آخه بابا چه جوری ؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی ما برای ليلا دوستم که يه نفره نميتونم خونه مناسب پيدا کنيم اونوقت ..............ببخشيد که خيلی قر زدم و شدم عينهو اين کارشناسای برنامه ها که فقط حرف می زنن و هيچ دردی از مردم دوا نمی کنن ...............در ضمن بايد بگم من تهرانم و همدان نرفتم .............. بی معرفت هم نشدم ............. ديربه دير هم نمی نويسم که کامنتام زياد شه ( عجب تهمت هايی می زنن ) فقط دنبال خونه برای عزيزترين دوستم می گرديم ............. البته دارم يه کارايی هم برای بلاگ نويسان جوان انجام می دم ................. تا بعد که ........

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٢


فقط چند هفته ديگر وقت داريد تا در بزرگترين بلاگ سال عضو شويد ...........

ما و تو ای رفيق ! به گلزار زندگی -
همچون (( درخت)) های پر از برگ سايه خيز
ماوا گرفته ايم .
ای دوست ای رفيق !
تا بر تن تو پيرهن سبز برگ هست
در (( سايه)) های خويش
آسودگی به خاطر هر ((رهگذار )) بخش
(( پائيز )) پيش روست
تا برگ تو به مرگ به يغما نرفته است -
در سايه های مهر -
برخستگان شکفتگی نو بهار بخش
سنگت اگر زنند -
بخشنده باش و همچو درختان ميوه دار -
بس (( ميوه )) ها بر آنکه کد سنگسار بخش .

در آنجا جوانانی پر ز نيروی جوانی و مهر و عطوفت بی هيچ گونه منت و ... گرد هم خواهند آمد تا از خود بنويسند و از روزگار خويش ............. از مهر و عاطفه ......از عشق و دوستی ............... در سرزمينشان جمعيست پر فروغ .............. و آن سرزمين و خانه را نامی نهاده اند پر شور و پر شکيب ...............نامشبلاگ نويسان جوان

وای خسته شدم ادبی نوشتم ....... دوستای خوبم اگه دوست داريد شما هم بريد اونجا ثبت نام کنيد ............ توضيحات بيشتر هم تو بلاگ آقا داداشی هست .............

حالا بعد از تبليغات امروز می رسيم به خود بيچاره ام ....شدم شبيه آگهي های استخدامی ....... همش دارم استخدامی شرکت می کنم حالا تا ببينيم کدوم شرکت يا اداره مفتخر می شه که منو استخدام کنه تا بعد بای

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٢


سلام با بوی گلهای همدان

سلام ...... من سه شنبه هفته پيش رفتم همدان ( همون شهری که فوق ليسانس خوندم ) چهارشنه دفاع پديده جونم بود خيلی خوش گذشت ( البته بماند که تو چه بلوشه ای دفاع کرد همه دانشگاه شلوغ ) بود ولی پديده در دقيقه ۹۲ قبل از تعطيلی دانشگاه دفاع کرد . پنج شنبه هم با بچه ها رفتيم سر استخر عباس آباد که اونم خيلی خوش گذشت و همش يادآور روزای بی دغدغه و پر مهر و صميمیت بودنه .............. از همتون که لطف کرديد و بهم سر زديد ممنونم

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٢


چند تا توصيه و همه جا قرمزته

خانمها بخوانند :
- معمولا مردان خود محور هستند ، پس آنان را ببخشيد .
- خوشبخت ترين زن كسي است كه مرد را بعد از ازدواج بهترين مرد جهان بكند .
- شكسپير مي گويد : يك زن چيزي جز شوهر نمي خواهد اما وقتي كه به او رسيد همه چيز مي خواهد .
- اسپانيايي ها هم مي گويند اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را بدست گير .

آقايان بخوانند :
-زن كليدخانه است ، مواظب باش آن را گم نكني .
- با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد مي بود بهترين دوست شما بود .
- يوناني ها مي گويند : وقتي با خرج زياد داماد مي شوي همه خوشحال مي شوند ، اما خودت تا آخر عمر بدحال باقي مي ماني .
- زن پهلوان زني است كه دليرترين مردان را در سخت ترين اوقات خشم آرام كند .
- زن ها علاقه زيادي به رياضيات دارند : زيرا سن خود را تقسيم بر دو و قيمت لباسهايشان را ضربدر دو ، حقوق شوهرانشان را ضرب در سه مي كنند و ده سال همه به سن دوستان خود مي افزايند .


و در آخر : برد پرسپوليس رو تبريک ميگم » همه جا قرمزته

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٢


بچه گاو ميشه !!!!!!!!!!!!!!!

سلام
خوبيد که دوستای من ........ امروز ميخوام يه خاطره مربوط به دوره راهنمايی ام رو بنويسم :

يه روز سر کلاس حرفه فن بود و طبق معمول من هم در اولين نيمکت کلاس حضور داشتم ( ) همون موقع معلممون گفت خوب بچه ها : به بچه گاو ميگن : منم که ميخواستم طبق معمول زودتر از بقيه بچه ها اطلاعاتم رو بروز بدم و توی ذهنم هم اسامی گوساله و بزغاله در حال حرکت بود با صدای بلند شروع کردم به پشت سر هم گفتن : خانوم ميشه گوزغاله ......... خانوم ميشه گوزغاله ...چند دقيقه که گذشت و از هيجان اطلاعات سرشارم در اومدم ديدم که معلممون به زور جلوی خنده اشوگرفته و تازه فهميدم که وای عجب اشتباه لپی !!!!!!!!کردم .........

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٢


خردمند كسي است كه

مردي زير باران از دهكده كوچکي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .
مسافر فرياد زد : (( هي ، خانه ات آتش گرفته است !))
مرد جواب داد : (( مي دانم ))
مسافر گفت : (( پس چرا بيرون نمي آيي ؟))
مرد گفت : (( آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بيرون بروي ، سينه پهلو مي كتي .))
زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : ((خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود ، بتواند موقعيتش را ترك كند .)) تا بعد ........

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٢


آنچه خوبان همه دارند ما بيشتر داريم

اين متن از ابراهيم نبوی ( حالا صرفنظر از مسائل دیگه طنز نویس فوق العاده ای هست )رو خوندم خيلی خوشم اومد گفتم بنويسم :

آنچه خوبان همه دارند ما بيشتر داريم
بر خلاف آنچه مردم فکر می کنند کشور ما نه تنها کمبودی ندارد بلکه مقادير معتنابهی زياد بود دارد .جهت عرض توضيح موارد زير به اطلاع می رسد :
۱- ما جمعيتی در حدود ۳۰ ميليون نفر اضافه داريم چرا که بهترين دولت هم در ايران حداكثر مي تواند 40 ميليون نفر را اداره كند .
2- ما حدود 1500000 متر مربع از سرزمين مان اضافه هست چون از آن استفاده نمي كنيم و دولت نهايتا مي تواند تهران و دو سه شهر ديگر را اداره كنئ .
3- حدود دو سوم درآمد ما اضافي است ، چون براي آقازاده ها واقوام مصرف مي شود و معمولا هر دو سه سال يكبار مجبور مي شويم اين افراد را افشا گري كنيم .
4- حدود 60 درصد از 6 ميليون ماشين موجود در مملكت ما اضافي است ، چون اين ماشين ها جايي براي حركت كردن ندارند و دائما در بزرگراه دود مي كنند و به عنوان دستگاه پخش صوت مورد استفاده قرار مي گيرند .
5- حدود 80 درصد موبايل هاي كشور اضافي است ، چون يا آنتن نمي دهد ، يا نمي گيرد ؟، يا خاموش است يا اشغال .
6- حدود 40 درصد روزهاي كشور اضافي است چون تعطيل است و ما بيش از 200 روز در سال لازم نداريم .
7- حداقل 80 درصد وقت ما اضافي است ، چون يا داريم مي خوابيم ، يا استراحت مي كنيم ، يا اوقات فراغت مي گذرانيم ، يا مهماني مي رويم و يا مشغول فضولي در كار ديگران هستيم.
8- حداقل 90 تا 99 درصد از مغز و عقل موجود در جامعه ما اضافي است چون يا مورد استفاده قرار نمي گيرد يا فرار مي كند و يا مشغول حمالي مي شود.
روزنامه حيات نو – دوشنبه 3 شهريور 1381

خداحافظ تا بعد .............

  
نویسنده : مصي ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢


دعوت از ايرانی ها برای خاموش کردن سيگارها


وزارت بهداشت ايران سيگاری های اين کشور را دعوت کرد به مناسبت روز دهم خرداد، روز جهانی امتناع از مصرف سيگار برای يك روز هم که شده از کشيدن سيگار و ساير مواد دخانی خودداری كنند.
برای تشويق سيگاری ها به ترک اين ماده دخانی، در ايران به جای روز امتناع از کشيدن سيگار، "هفته بدون دخانيات" برگزار شده تا شايد از گرايش نسبتا زياد مردم، به ويژه جوان ها به سيگار جلوگيری شود.

ستادی که مسئول اجرای برنامه های هفته بدون دخانيات است، هم روز پنجشنبه هشتم خرداد با صدور اطلاعيه‌ ای از مردم خواست در روز شنبه دهم خرداد ماه، برای رقم زدن يك روز بدون دخانيات، به ويژه سيگار اهتمام ورزند.


توليدکنندگان سيگار با تبليغات گسترده در تلاشند تا مشتريان بيشتری جذب کنند
در اطلاعيه ستاد مذکور از فروشندگان سيگار درخواست شده روز شنبه سيگار نفروشند و قهوه خانه ها نيز بساط قليان را در اين روز برچينند


طبق آمارهای وزارت بهداشت، 12 درصد مردم ايران سيگاری هستند و اين افراد سالانه يک هزار ميليارد ريال برای استعمال دخانيات هزينه می کنند

ای کاش می شد که .............

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ خرداد ،۱۳۸٢


بچه بودن زير باران .................

سلام ........ وای که اين صدای بارون چقدر خوبه ........ دلم می خواد دوباره مثل قديما برم زير بارون و بازی کنم و بلند بلند بخونم : بارون مياد شر شر پشت خونه .........وای که بارون چقدر خوبه ...... براش فرقی نمی کنه فقيری يا ثروتمند ..... زشتی يا زيبا ....... کوتاهی يا بلند ...اخمويی يا خوشرو ...... به همه يکسان می باره .......... کاش ما هم يه خورده مهربونيه بارونو داشتيم ............
بياييد بچه شيم و قدر گل های پيرهن گلدارمون رو بدونيم اونوقت اگه دلمون گرفت می تونيم آواز دلمونو برای گل های پيرهنمون بخونيم اينطوری هميشه تو دلای مهربون می مونيم تا ابد بعنوان نور چشمی خدا می تونيم از شادی بخونيم بيايید بچه شيم !!!!!

  
نویسنده : مصي ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢